|
اینکه
آناکین در صحنه ای در می یابد که باید به شخصیت دارت ویدر
وارد شود چقدر دردناک بود؟
شاید باور نکنید اما بیرون
آوردن آن لباس دردناک تر بود !آن ها کل لباس را طوری ساخته
بودند که می بایست هر اینچ از صورت شما می چسبید ،آن را با
چسب می چسباندند ،گذاشتن و پوشیدن آن لباس آسان و خوب بود
، اما در آوردنش داستانی متفاوتی داشت !می توان گفت یک
گریم تمام عیار بود !وقتی به خودم در آینه نگاه می کردم می
ترسیدم ،البته باعث می شود تا واکنش خوبی نشان دهم، یک جور
تحول شخصیت جالب بود ،وقتی روی میزمخصوص لباس را دیدم
احساس خوبی به من دست داد!خیلی سرگرم کننده بود.
واکنش مردم
وقتی تو را با آن پوشش دیدند چه بود؟
خیلی جالب بود ،وقتی برای
اولین بار مردم ویدر را دیدند فکر کردند چه چیز محشری است
مردی که زمان بسیاری را با او گذرانده بودند با یک جور
دیده احترام و البته مقداری ترس نگاه می کردند وقتی یا آن
لباس راه می رفتم ،چشم هایشان درشت می شد ،نفس عمیق می
کشیدند و چند قدم عقب می رفتند !احساس قدرت عجیبی بود.
آیا روزی که
شما لباس را بر تن کردید یکی از بزرگترین لحظات فیلمبرداری
بود؟
آه بله می توان گفت که آن
روز روز ویدر بود !در ضمن آخرین روز فیلمبرداری هم بود ،
هر کس که در قسمت تولید و در صحنه فیلمبرداری کار می کرده
بود شاهد این لحظات باشد ، یک روز شعف انگیز بود.
برای بازی
در چنین نقشی چقدر تلاش کردید ؟
حتی خیلی بیشتر از آن چه که
شما فکرش را هم بکنید چیز خاصی در این نقش بود که آن را به
نظرم از بقیه نقش ها متمایز بود و البته دشوارتر می
کرد،صحنه های میان من و یان مک درمید و سام جکسون از
دشوارترین صحنه ها بود . شما باید با آن ها کار می کردید
مثل این بود که به سوی دوستان خود باز می گشتید ساخت چنین
شخصیتی به نظرم بزرگترین حادثه ، درون جنگ های ستاره ای
است
|